بنام دلدار دلارام
...


روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد


... باغ شب


در سایه گیسوی نگار آخر شد


پ.ن: قشنگ شد. شعرش قشنگ‌تر !


 


نوشته شده در  سه‏شنبه 3/2/1387ساعت  1:37 صبح  توسط برگ بید 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[15/4/1387- 1:15 ص] دلم میخواست !
[10/4/1387- 2:57 ص] عباس پالیزدار !
[6/4/1387- 2:56 ص] من خیلی خرم!
[1/4/1387- 3:7 ع] احمقانه!
[آرشیو شده ها]